کالکشن « چهار فصل عشق »

خانه خلاقیت طاقه‌چیان
11 مهر 1405
0

هیچ شعر عاشقانه‌ای کامل نیست. نه به این دلیل که شاعر واژه کم آورده باشد، بلکه چون عشق، همیشه زودتر از زبان اتفاق می‌افتد. پیش از آنکه کلمه‌ای روی کاغذ بنشیند، چیزی میان دو نفر گذشته است؛ نگاهی که ثبت نشده، مکثی که نوشته نشده، دستی که نرسیده، و سکوتی که هیچ شاعری نتوانسته آن را به پایان برساند. همیشه بخشی از عشق، بیرون از شعر باقی می‌ماند. ما جست‌وجوی خود را از همان بخش آغاز کردیم. نه از بیت‌ها، بلکه از فاصله‌ میان بیت‌ها. نه از واژه‌ها، بلکه از سکوتی که آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد.

کالکشن چهار فصل عشق

از خود پرسیدیم اگر بتوان آن قسمت نانوشته را دید، چه شکلی خواهد داشت؟
آیا رنگ خواهد بود؟
حرکت خواهد بود؟
بافت خواهد بود؟
یا شاید تنها ردی باشد که بر تن انسان باقی می‌ماند. از همین پرسش، «چهار فصل عشق» متولد شد. در این مجموعه، شعر مقصد نبود. ما شعرها را نخواندیم تا آن‌ها را روی لباس چاپ کنیم.آ ن‌ها را بارها خواندیم تا ببینیم میان واژه‌ها چه چیزی پنهان شده است. آنچه از شعر به لباس رسید، نه جمله‌ها بودند، نه مصرع‌ها.
ضربانشان بود، نفس کشیدنشان بود، مکثشان بود، انتظارشان بود.

هر اثر، تلاشی است برای دیدنی کردن همان چیزی که هیچ شاعری نتوانسته بنویسد.
«همنوا»، لحظه‌ای است که عشق هنوز تصمیم نگرفته خود را آشکار کند.
«بی‌تاب»، جایی است که سکوت دیگر تاب نگه داشتن احساس را ندارد.
«شکیبا»، زمانی است که عشق، از خواستن عبور می‌کند و به ماندن می‌رسد.
و «پیوند»، جایی است که دیگر هیچ واژه‌ای کافی نیست؛ زیرا آنچه باید گفته می‌شد، پیش‌تر در جان دو انسان تنیده شده است.
در این کالکشن، کالیگرافی نیز دیگر خوانده نمی‌شود. حروف، معنای لغوی خود را کنار می‌گذارند و به حرکت تبدیل می‌شوند. رنگ، جمله را ادامه می‌دهد. بافت، سکوت را حمل می‌کند و شاید به همین دلیل است که این مجموعه، مخاطب را دعوت نمی‌کند تا شعری را بخواند، از او می‌خواهد ادامه‌ی همان شعر نانوشته را زندگی کند.

دیدگاه‌ها

بدون دیدگاه

شماهم توی این بحث شرکت کنید

شاید بپسندید